هواي پاييز
غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...
بدان، خدایی که گنج های آسمان در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده تا از او بخواهی تا عطا کند، درخواست رحمت کنی تا ببخشاید و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا فاصله ایجاد کند و تو را مجبور نکرده تا به واسطه ای پناه ببری و اگر گناه کردی درِ توبه را نبسته، در کیفر تو شتاب نداشته و در بازگشت بر تو عیب نگرفته، در آنجایی که رسوایی سزاوار توست، رسوایت نکرده و برای بازگشت به سوی خود شرایط سنگینی مطرح نکرده است. هرگاه او را بخوانی، صدایت را می شنود و وقتی با او درد دل می کنی، راز تو را می داند، پس حاجت خود را به او بگو و آنچه در دل داری برای او بازگو. غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غم های تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یاری کند. و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند عطا کند. خداوند کلیدهای خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن داد. پس هرگاه اراده کردی میتوانی با دعا، درهای نعمت خدا را باز کنی، تا باران رحمت الهی بر تو ببارد. هرگز از تأخیر اجابت ناامید نباش، گاه در اجابت دعا تأخیر می شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود. گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود، زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقتی مشخص به تو بخشیده خواهد شد ... دین و دنیای تو را به خدا می سپارم و بهترین خواسته الهی را در آینده و هم اکنون، در دنیا و آخرت برای تو می خواهم. بدرود. نهج البلاغه نامه ۱۳
هر باغ پرشکوفه و هر شب پر از چراغ منصور اوجی
هر چشم پر ترانه و هر قلب پر سرور
در من هوای وصل تو پر شور چون شراب
بر من نسیم عشق تو جاری چو شط نور
- ای پر شکوفه ی باغ
افسانه های لیلی و مجنون به روزگار
افسانه ای ز قصه ی پر ساز و سوز ماست
ای پرستاره ی شب
اینک بیا که نوبت ما هست و روز ماست 
| Design By : Night Skin |
