تبليغاتX
هواي پاييز


هواي پاييز

غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...

قلب من

قالی خداست
تار و پودش از پر فرشته هاست
پهن کرده او دل مرا
در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب
برق می زند
قالی قشنگ و نو نوار من
از تلاش آفتاب
***
شب که می شود خدا
روی قالی دلم
راه می رود
ذوق می کنم گریه می کنم
اشک من ستاره می شود
هر ستاره ای به سمت ماه میرود
***
یک شبی حواس من نبود
ریخت روی قالی دلم
شیشه ای مرکب سیاه
سال هاست مانده جای آن
جای لکه های اشتباه
***
ای خدا به من بگو
لکه های چرک مرده را کجا
خاک می کنند؟
از میان تار و پود قلب
جای جوهر گناه را چطور
پاک می کنند؟
***
آه
آه از این همه گناه و اشتباه
آه نام دیگر تو است
آه بال می زند به سوی تو
کبوتر تو است
قلب من دوباره تند تند می زند
مثل اینکه باز هم خدا
روی قالی دلم قدم گذاشته
در میان رشته های نازک دلم
نقش یک درخت و یک پرنده کاشته
***
قلب من چقدر قیمتی است
چون که قالی ظریف و دست باف اوست
این پرنده ای که لا ی تار و پودش است
هد هد است

مي پرد به سوي قله هاي قاف دوست

                                                   

                                                                عرفان نظر آهاري


خداوندا عاشقانه می پرستمت ....

خداوندا این عشق را از من مگیر تا با نورعشق تو بتوانم عشقهای ناب و پاک را بشناسم

خداوندا ذره ای از عشق خود را در درونم به ودیعه بگذار تا بتوانم تا ابد عاشقت باشم

پروردگارا عشقت را از من مگیر که بی آن هیچم و هیچ....

نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 15:28 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin