هواي پاييز
غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...
و آنگاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم و مرا صدفی که مرواریدم تویی و خود را اندامی که روحت منم و مرا سینه ای که قلبم تویی و خود را معبدی که راهبش منم و مرا قلبی که عشقش تویی و خود را شبی که مهتابش منم و مرا قندی که شیرینی اش تویی و خود را انتظاری که موعودش منم و مرا التهابی که آغوشش تویی و خود را هراسی که پناهش منم و مرا تنهایی که انیسش تویی و ناگهان سرت را تکان میدهی و میگویی : نه هیچ کدام ...هیچ کدام اینها نیست ...چیز دیگری است ... یک حادثه دیگری و خلقت دیگری و داستان دیگری است و خدا آن را تازه آفریده است .... دکتر علی شریعتی
عشق زمانی است که درست مثل روزهای بچگی روی جدول پیاده رو راه بروی و بی دلیل بخندی........... خداوندا چنان جسور و باشهامتم کن که به هنگام وحشت جرات مقابله با خویشتن را داشته باشم چند گاهی است که با تو آشنا شدم و آن لحظه بود که عشق گمشده خود را یافتم و آندم بود که باران عشق برایم معنای دیگری پیدا کرد . شاید تو همان عشق کودکی باشی که در بند سینه خاطراتم نهفته بودی شاید هم آن سیب سرخ . اکنون رنگین کمان هفت رنگ برایم هفتاد رنگ دارد و شاید هم به همین سادگی از پس تاریکی ها بیرون آمدم و این آرامش بود در میان غوغا... شاید تو یکی از خاطرات شیرین / نه آن ستاره یلدا باشی یا آن آرزوهای گمشده . تو آن عشق ابدی هستی که در خانه امید دلم جا باز کردی می دانم که با تو می توان نیمه تاریک یک سرنوشت را روشن دید و تو به من فهماندی که تعبیر یک رویا در دست سرنوشت است . و آن زمان بود که دیگر سایه های تردید برایم معنا نداشت و جای آن حقایق شیرین برایم بهترین معنا بود و تو به من فهماندی که در آینه شکسته هم می توان نگاهی در آینه داشت . همیشه فکر می کردم که خانه عشق در دشت آرزوهاست اما تو گفتی که بوی خوش زندگی در رویاهای واقعی است و این را یقین دارم که تو برایم تولدی دیگر بودی . با تو سفری داشتم به رویا و تو هر روز برایم سبزتر می شوی ....
عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید هرگز قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید ....
الهی لحظه های مرا با تنهاییم تنها مگذار ...
| Design By : Night Skin |



