هواي پاييز
غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...
شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب و روز در چشمان من است به چشمهایم نگاه کن پلک اگر فروبندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت حسین پناهی
حتی بعد از این همه وقت خورشید هیچ گاه به زمین نمی گوید : « تو به من مدیونی ». ببینید با چنین عشقی چه روی میدهد ...این عشق تمام آسمان را روشن می کند ...
*خدایا مرا انسانی بساز که گام در آینده بردارد ولی گذشته را نیز هرگز فراموش نکند * در انتهای هر سفر در آیینه دار و ندار خویش را مرور می کنم : این خاک تیره این زمین پاپوش پای خسته ام این سقف کوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خدای دل در آخرین سفر در آینه به جز دو بیکرانه کران به جز زمین و آسمان چیزی نمانده است گم گشته ام ... کجا ؟ ندیده ای مرا ....؟ حسین پناهی
خدا جونم دلم داره پر میکشه برات .....آغوشتو باز کن که نیازمند گرمای آغوشتم ....
*خدایا من تاب تحمل ندارم مرا به حال خود وامگذار .....*
| Design By : Night Skin |



