تبليغاتX
هواي پاييز

هواي پاييز

ملاصدرا مي گويد:

         خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان

 اما به قدر فهم تو كوچك مي شود

  و به قدر نياز تو فرود مي آيد

وبه قدر آرزوي تو گسترده مي شود

و به قدر ايمان تو كار گشا مي شود

 

يتيمان را پدر مي شود و مادر

محتاجان برادري را برادر مي شود

نا اميدان را اميد مي شود

گمگشتگان را راه مي شود

در تاريكي ماندگان را نور مي شود

رزمندگان را شمشير مي شود

پيران را عصا مي شود

محتاجان به عشق را عشق مي شود

خداوند همه چيز مي شود همه كس را...

 

به شرط اعتقاد،

  به شرط پاكي دل،

        به شرط طهارت روح،

                      به شرط پرهيز از معامله با ابليس

 

        بشوييد قلب هايتان را از هر احساس ناروا

         و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف

        و زبان هايتان را از هر گفتار ناپاك

               و دست هايتان را از هر آلودگي در بازار

                               و بپرهيزيد از ناجوانمردي ها ،ناراستي ها،نامردمي ها...

 

       چنين كنيد تا ببينيد خداوند چگونه

            بر سفره شما با كاسه اي خوراك وتكه اي  نان مي نشيند

        در دكان شما كفه هاي ترازويتان را يكسان مي كند

          ودر كوچه هاي خلوت شب با شما آواز مي خواند...

 

      مگر از زندگي چه مي خواهيد كه در خدايي خدا يافت نمي شود؟؟؟؟


خدایـــــــــــــــــــــا

ما اگر بد كنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است.

تو اگر مدارا نكني ما را خداي ديگر كجاست؟

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387 18:45 توسط نرگس |


تو مرا باور کن

من که در حس نیازم

سفر دلشدگی را

ز تو کردم آغاز

تو مرا یاری کن

تا پر و بال گشایم

به بلندای سپهر

تو مرا جاری کن

همچو یک رود

به دور از خطر فاصله ها

تو که دریای منی

باز مرا باور کن...


این که می گویم : دوستت دارم !

و هر روز تکرارش می کنم

از سر عادت نیست !

می ترسم - چو دیگران -

عادت کنم به نگفتنش....


***خداوندا مرا انسانی بساز که ترا بشناسد و خود را بشناسد ***

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387 12:21 توسط نرگس |


هر روز
شيطان
خط هاي ذهن مرا
اشغال مي كند ....
مدام با شماره هاي غلط ، زنگ میزند،‏
آن وقت من اشتباه مي كنم و او
با اشتباه هاي دلم
حال مي كند ....
ديروز يك فرشته به من گفت:
تو گوشي دل خود را
بد گذاشتی
آن وقت ها كه خدا به تو زنگ ميزند
آخر چرا جواب ندادي
چرا بر نداشتي؟!..
يادش به خير
آن روزها
مكالمه با خورشيد
دفترچه هاي ذهن كوچك من را
سرشار خاطره مي كرد
اما امروز پاره است
آن سيم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره مي كرد ....
با من تماس بگير ، خدايا
حتي هزار بار ....
وقتي كه نيستم
لطفا پيام خودت را
روي پيام گير دلم بگذار ....


خدایا

 

کاشکی همه میدونستن که عشق به تو

 

 آخرشه

+ نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387 19:22 توسط نرگس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

جهان رودخانه دلتنگی هاست و من برگی خشکم....به کجا می بری مرا ای رود دلتنگ ؟


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1387

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385



پیوندها

تنها ترین(زهرا)
همیشه عشق یعنی درد
زندگي دوباره (مهرداد) دلتنگيهاي يك گمشده در خود
دلهای شیشه ای(حمیدرضا)
خاتون رویا(رویا)
بگو کی رو چشمات نقش گریه کشید(سامان)
عشق تو را دوست می دارد(شبنم)
عشق متعالی
یافا
خيس تر از باران ( حميد )
حرفهاي دل ( مهران )
مسافر کویر
باغ مهرباني من(مجيد)
نياز:عشق:تنهايي:رهايي:نياز(صابر)
بی تو با خاطره هایت چه کنم(امير)
سياه،سفيد،سرخ(شيما)
باشد اندر پرده بازيهاي پنهان(ابراهيم)
همسفر شبهاي تنهايي من ( ايمان )
اخرين نفس(مهبان)
لبخندهای لاغر (مرضیه)
به كلبه تنهايي من خوش امدي ( ارش )
پشت نقاب شب (سعید)
اي كاش انتهاي لحظه ها.. ( عبدالرضا )
دلتنگی(حمید)
بانوی پاییز(باران)
وصله هاي زندگي ( محسن و سمانه )
دفتر عشق ( مهدی )
سامان جونی ( سامان )
عاشقانه یا پر از نفرت؟(بردیا)
نقد فیلم و زندگینامه بازیگران هالیوود ( هامان )
پسمانده هاي احساس (محسن عاصي)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin