هواي پاييز
غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...
خواب رویای فراموشیهاست خواب را دریابم که در آن دولت خاموشیهاست من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم و ندایی که به من می گوید : « گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است ...»
برای ساختن زندگی ای که دوست داری فرصت کم نیست فقط اراده می خواهد . وین دایر کوير تشنه باران نوبهاران است تشنه خوبی به من محبت کن که ابررحمت اگر در کوير می باريد به جای خار بيابان بنفشه می روئيد و بوی پونه وحشی به دشت برمی خاست چرا هراس؟ چرا شک؟ بيا که من بی تو درخت خشک کويرم که برگ و بارم نيست اميد بارش باران نوبهارم نيست به چشمانم نگاهی کن مرا در خويش معنا کن برای عشق ورزيدن مجالی خوش محيا کن با یه دنیا آرزو میخواست سال جدیدش رو شروع کنه ...یه عالمه ارزو واسه خودش واسه همسرش که ۲ سال هم نبود ازدواج کرده بودند ...ارزو واسه بچه هایی که میخواستن داشته باشن ...با یه دنیا ارزو ساعت ۲:۳۰ شب سر رو بالش میذاره ...اومده بود خونه مادرش که سال تحویل مادرش تنها نباشه آخه ۱۵ سال پیش پدرش رو وقتی پدر خیلی جوان بود از دست داده بود...میخوابه به امید یه فردای قشنگ ....اما .... ساعت ۸ مادر میره بالاسرش ...: مهدی ...مهدی جان ...پاشو مادر الان سال تحویل میشه هاااا..پاشو برو یه دوش بگیر بیا با داداشت بشینیم سر سفره ...مهدی ؟؟ بدنش یخ کرده بود ...مهدی لباش کبود بود ...مهدی دیگه جونی نداشت ...مهدی توو یه خواب همیشگی فرو رفته بود ...مهدی مرده بود ...مهدی اروم و بی صدا رفته بود ... لحظه تحویل سال وقتی داشت تلویزیون می گفت حول حالنا الی احسن الحال داشتن به مهدی شوک میزدن که برگرده ...اما مهدی رفته بود که دیگه نیاد ...درحالی که فقط ۳۰ سالش بود ... مهدی عمرش دیگه به این دنیا نبود ...نمیدونم حکمت خدا چی بود که اینقدر زود مهدی رو برد؟؟؟که عید ما رو عزا کرد ..روز اول جای لباس نو پوشیدن رخت عزا تن کردیم اما بازم به حکمت خدا شکر ... اگه این مطلب رو گذاشتم فقط و فقط یه خواهش ازتون دارم ...واسه پسر عموی من دعا کنید ..واسش طلب امرزش کنید ...بالاخره اونم جوون بوده مثل خودمون و شاید خیلی مثل ما گناه کرده بوده ...خواهش می کنم اگه این مطلب رو خوندید یه صلوات یا فاتحه نثار روحش کنید و طلب بخشش واسه این سید کنید ...ممنونم ... عمرتون پایدار و پر برکت ...

![]()

| Design By : Night Skin |

