تبليغاتX
هواي پاييز


هواي پاييز

غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...

گوش کن وزش ظلمت را می شنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی می نگرم

من به نومیدی خود معتادم

گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟

لحظه ای و پس از آن هیچ

پشت این پنجره شب دارد می لرزد

و زمین دارد باز می ماند از چرخش

پشت این پنجره یک نامعلوم

نگران من و توست


آسمان را بنگرو به سکوت پر رمز و رازش بیندیش ... ستاره خود را در آسمان زندگیت پیدا کن و به سمت آن ستاره حرکت کن ...نگران راه  مباش ... آنکه ستاره را برای تو آفرید راه رسیدن به آن را نیز نشانت خواهد داد...

TinyPic image

نوشته شده در جمعه 25 آبان1386ساعت 15:9 توسط نرگس| |

من روز خویش را با آفتاب روی تو

کز مشرق خیال دمیده است

آغاز می کنم....

من با تو می نویسم و می خوانم

من با تو راه می روم و حرف می زنم

وز شوق این محال :

- که دستم به دست توست -

من جای راه رفتن

پرواز می کنم....!

                                                                            فریدون مشیری


لحظاتم شده از عطر تو پر  ... روزهایم بی تو بی معنی است ...

چشمهایم طلب نور ز دستان تو دارد و نفس می رود و می آید به امید فردا

کاش می دانستی قلبم کودک است

بی امان پا به زمین می کوبد....

TinyPic image

نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 22:23 توسط نرگس| |

مثل ایینه شکستم تو ندیدی

صدای شکستنم رو نشنیدی

یادته بهت می گفتم نمی مونی

دیدی آخرش به حرف من رسیدی

پیچکای باغچه مون خشک شد و پژمرد

خاطرات ما رو توی قصه ها برد

دلی که حتی به حرفای تو خوش بود

دیدی آخرش چه جوری تو دست تو مرد

منو دادی به بهانه به یه حرف عاشقانه

چه فروختی منو آسون زیر قیمت هیچ و ارزون

آروم آروم بازی بازی زندگیمو دادی به بازی

ما که باختیم و تموم شد الهی خودت نبازی

تو نبودی تو ندیدی بغض و هق هق نشنیدی

واسه بودن تو موندم تو چه بیخیال پریدی

رفتی و زدی شکستی گلدون اقاقیارو

چه کنم با باغ بی گل باغ سرد بی بهارو...


چه ظالمانه تنها شدم ......چه ظالمانه آمدند و شکستند و رفتند...

چه ظالمانه تنها شدم ....

که این حق من نبود

TinyPic image

نوشته شده در شنبه 5 آبان1386ساعت 12:53 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin