تبليغاتX
هواي پاييز


هواي پاييز

غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...

امشب می توانم غمناک ترین شعرها را بنویسم

مثلا این که: شب فروپاشیده

وستارگان فسرده در دوردست می لرزند.

باد شبانگاهی وزیدن گرفته و زوزه می کشد.

امشب می توانم غمناکترین شعرها را بنویسم

دوستش می داشتم و او نیز گاه دوستم می داشت

چگونه می شد دوست نداشت آن چشمان درشت دلنواز را

امشب می توانم غمناک ترین شعرها را بنویسم

فکر نداشتن او احساس از دست دادنش

سنگینی شب که بی او سنگین تر است

و چکیدن شعر بر روح همچون شبنم بر سبزه

چه حاصل از عشقی که پایبندش نکرد

شب فروپاشیده و او در کنار من نیست

و جز این هیچ ..... در دور دست کسی آواز می خواند

در دور دست روح من رنج می برد از غیبتش

نگاهم در جست و جوی اوست در پی او

دلتنگ او و او نیست در کنارم.

نه ! دیگر نمی خواهمش اما چه عاشقانه می خواستمش

به دامن باد می آویخت صدایم برای یافتن و نامیدنش

از آن دیگری / او از آن دیگری خواهد شد

نه ! دیگر نمی خواهمش اما شاید هنوز دیوانه اش باشم

چه زود  می گذرد عشق / چه دیر می پاید فراموشی

روح من رنج می برد از غیبتش

و این آخرین رنجی است که او به من می بخشد

و این آخرین شعری است که من برای او می نویسم....

                                                                    پابلو نرودا


مردم از نامهربانی  مهربانی ها کجاست؟                                                 

هم صدایی ها چه شد؟

          هم داستانی ها کجاست؟

  جز ملامت بر زبان آشنا و غیر نیست                                                  

آن محبت ها چه شد و آن همزبانی ها کجاست؟

از نسیم نغمه ما گل به بستان می شکفت

مرغک دل را بگو آن نغمه خوانی ها کجاست؟

عاقبت از در درآمد مرگ شوق و مرگ عشق                                     

زنده بودن را چه سود  آن زندگانی ها کجاست؟؟؟

TinyPic image   

                                                  

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 1:25 توسط نرگس| |

با گریه های یکریز یکریز

مثل ثانیه های گریز

با روزهای ریخته در پای باد

با هفته های رفته

با فصل های سوخته

با سالهای سخت

رفتیم و سوختیم و فرو ریختیم

با اعتماد خاطره ای در یاد

اما ...

آن اتفاق ساده نیفتاد.....


یادته ؟  تو یه مسافر بودی...یه مسافر خسته دنبال یه خلوت امن...

دل منم یه خلوت امن بود چشم به راه یه مسافر....

توو این خلوت امن لونه کردی.... گرم شدی.... آروم شدی و بدون اینکه بفهمی

بودنت برام عادت شده ..دور و دورتر شدی....

توو روزایی که آغوشم نیازمند حرم نفسهات بود و دلم چشم انتظار مرهم دستات

نه از گرمی نفسهات خبری شد و نه از مرهم دستات...

حالا یه پیله خاکستری دور خودم و تنهایی هام کشیدم...

و دارم آروم آروم توو انزوای محض فراموش میشم....

این پیله رو دوست دارم ....

چون می دونم دیگه هیچ مسافری سراغ یه پیله خاکستری نمیاد...


 دردم درد تنهایی بود....

TinyPic image

نوشته شده در دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 23:52 توسط نرگس| |

دست بردار از این هیکل غم

که ز ویرانی خویش است آباد

دست بردار که تاریکم و سرد

چون فرو مرده چراغ از دم باد

دست بردار ز تو در عجبم

به در بسته چه می کوبی سر؟

نیست می دانی در خانه کسی

سر فرو می کوبی باز به در

زنده این گونه به غم

خفته ام در تابوت

حرف ها دارم در دل

می  گزم لب به سکوت

دست بردار که گر خاموشم

با لبم هر نفسی فریاد است

به نظر هر شب و روزم سالی است

گرچه خود عمر به چشمم باد است

رانده اندم همه از درگه خویش

پای پر آبله لب پر افسوس

می کشم پای بر این جاده پرت

می زنم گام بر این راه عبوس

پای پر آبله دل پر اندوه

از رهی می گذرم سر در خویش

می خزد هیکل من از دنبال

می دود سایه من پیشاپیش

می روم با ره خود

سر فرو چهره به هم

با کسم کاری نیست

سد چه بندی به رهم؟

دست بردار ! چه سود آید باز

از چراغی که نه گرماش و نه نور ؟

چه امید از دل تاریک کسی

که نهادندش سر زنده به گور؟

می روم یکه به راهی مطرود

که فرو رفته به آفاق سیاه

دست بردار از این عابر مست

یک طرف شو منشین بر سر راه

                                                                         احمد شاملو  


مرا اینگونه باور کن

کمی تنها..... کمی بی کس.... کمی از یاد رفته....

خدا هم ترک ما کرده....

خدا دیگر کجا رفته ؟

نمی دانم مرا آیا گناهی هست ؟

که شاید هم به جرم آن

غریبی و جدایی هست....

TinyPic image

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 13:10 توسط نرگس| |

سعی کن همیشه تنها باشی !

زیرا تنها به دنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت...

بگذار عظمت عشق را درک کنی

زیرا آنقدر عظیم است که تو و هستی تو را نابود می کند

بگذار خانه عشقت خالی از وجود کسی باشد

زیرا اگر عشق در آن منزل کند به ویرانه هایش هم رحم نخواهد کرد....

اما

اگر روزی آمد که عاشق شدی....

تنها یک نفر را دوست داشته باش !

بخواب و بخند و قدم بردار تنها به خاطر او

بگذار عشقی داشته باشی پاک و مقدس و آسمانی...

و مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد !

سعی کن همیشه تنها باشی

زیرا تنها به دنیا آمده ای و تنها از دنیا خواهی رفت....


این هم از طرف دوست عزیزم هامان .....

من ز عشق تو توان میگیرم از تو جان می گیرم


بی تو جان میدهم و رنگ خزان میگیرم


من اگر ریشه درون دل دریا دارم من اگر رابطه با عالم بالا دارم


یا اگر در حرم محترم معبد عشق در صف اول هر باغ وفا جا دارم


عشق من کار دل تنها نیست،تارو پودم عاشق است


من به استقبال آتش رفتم،چون سراپای وجودم عاشق است


بین جنس صدف و سنگ تفاوت بگذار فرق دارد گل یخ با گل همیشه بهار

TinyPic image

نوشته شده در دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 2:4 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin